تبلیغات
صراط - زد که زد ، خوب کرد که زد!!!!!!
 
 
پیغام مدیر :
سلام به همه بازدید کنندگان عزیز ...این وبلاگ شخصی یه جوجه طلبه پیر می باشد...امیدوارم استفاده کنید...نظر یادتون نره.
 
 
زد که زد ، خوب کرد که زد!!!!!!
نوشته شده در 30 مهر 90
ساعت : 15:08
نویسنده : مرتضی سلیمان

این مثل را هنگامی به کار می برند که ببینند شخصی در آرزوهای بزرگ و گاه دست نیافتنی به سر می برد.
داستان این ضرب المثل به یک بانوی روستایی برمی گردد که ظرف ماستی را روی سر خود گذاشته بود آنرا حمل می کرد. در راه به این فکر فرو می رود که هم اکنون می روم و این ماست را می فروشم و با پول آن چند دانه تخم مرغ می خرم و تخم مرغها را زیر مرغ همسایه مان می گذارم تا به جوجه تبدیل شود. جوجه ها که بزرگ شدند و مرغ شدند، آنها را  می فروشم و گوسفندی می خرم. شیر گوسفندم را هم کم کم می فروشم و گوسفندان دیگری می خرم و به این ترتیب گله ی گوسفندی خواهم داشت که چوپان نیاز دارد. آنوقت اگر روزی چوپان گله ی من با چوپان گله ی کدخدا دعوایش شود و کد خدا بگوید که:«چوپون تو با چوب بر سر چوپون من زده و سرش را شکسته» چه کنم؟ زن ساده دل فکری کرد و سعی کرد خودش را دلداری بدهد و گفت به کدخدا می گویم:«زد که زد، خوب کرد که زد» و در همین حال و هوا سرش را هم تکان داد و تمام ماستی که همراه داشت، بر زمین ریخته شد!


:: مرتبط با: علمی ,
:: برچسب‌ها: زد که زد , خوب کرد که زد!!!!!! , دعوا ,
 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر